مکان تبلیغات شما

مکان تبلیغات شما

بدون دیدگاه
سهراب سپهری

اشعار اکنون هبوط رنگ – ای شور ای قدیم – سهراب سپهری

دو شعر زیبا از دفتر شعر ” ما هیچ ، ما نگاه ” سهراب سپهری

اکنون هبوط رنگ
سال میان دو پلک را
ثانیه هایی شبیه راز تولد
بدرقه کردند
کم کم در ارتفاع خیس ملاقات
صومعه نور
ساخته می شد
حادثه از جنس ترس بود
ترس
وارد ترکیب سنگ ها می شد
حنجره ای در ضخامت خنک باد
غربت یک دوست را
زمزمه می کرد
از سر باران
تاته پاییز
تجربه های کبوترانه روان بود
باران وقتی که ایستاد
منظره اوراق بود
وسعت مرطوب
از نفس افتاد
قوس قزح در دهان حوصله ما
آب شد

http://fun-plus.ir/wp-content/uploads/2015/10/Khat-sms.fun-plus.ir_.png

ای شور ای قدیم
صبح
شوری ابعاد عید
ذایقه را سایه کرد
عکس من افتاد در مساحت تقویم
در خم آن کودکانه های مورب
روی سرازیری فراغت یک عید
داد زدم
به
چه هوایی
در ریه هایم وضوح بال تمام پرنده های جهان بود
آن روز
آب چه تر بود
باد به شکل لجاجت متواری بود
من همه مشقهای هندسی ام را
روی زمین چیده بودم
آن روز
چند مثلث در آب
غرق شدند
من
گیج شدم
جست زدم روی کوه نقشه جغرافی
آی هلیکوپتر نجات
حیف
طرح دهان در عبور باد به هم ریخت
ای وزش شورای شدیدترین شکل
سایه لیوان آب را
تا عطش این صداقت متلاشی
راهنمایی کن

  • ارسال شده توسط :
    javadsd
  • تعداد بازدید :
    349 views
اشتراک گذاری
مکان تبلیغات شمامکان تبلیغات شما